رویای خیس



باز باران

باز باران

نه نگویید با ترانه....!

                  می سرایم این ترانه جور دیگر ..                 

باز باران بی ترانه، دانه دانه

  می خورد بر بام خانه

 یادم آید روز باران

 پا به پای بغض سنگین

تلخ و غمگین، دل شکسته

اشک ریزان ، عاشقی سر خورده بودم

می دریدم قلب خود را

دور می گشتی تو از من

با دو چشم خیس و گریان ....

باز باران بی ترانه                         گریه های بی بهانه

می خورد بر سقف قلبم                     باورت شاید نباشد

خسته است این قلبه تنگم

من اگر اشک به دادم نرسد میمیرم ، زیر این سقف کبود ، زیر این سلطه ی سنگین سکوت ،

اگر از یاد تو یادی نکنم ، تک و تنها به خدا میمیرم .

 
عروسکه قشنگه من ....

عروسکه قشنگه من مشکی پوشیده

رو زمینه سرده اتاق تنها خوابیده


عروسکه من اشکاتو پاک کن


وقتی که مردم اون وقت عزا کن


عروسکه قشنگه من رنگش پریده


از اوله عمرش با من خوشی ندیده


بیا بشین بغله من با من زاری کن


ای خدا جون واسم کاری کن


عروسکه من پرهاتو باز کن


برو از اینجا یه دوست پیدا کن


به دوسته خوب و خوشحالت حالا نگاه کن
.
.
.
عروسکه قشنگه اون قرمز پوشیده


رو رختخوابه مخمله ابی خوابیده 
 




 

کاش هنوز بچه بودم تا تنها دغدغه ی زندگی ام


انجام ندادن مشق های شبم بود!تا تنها غصه ام


نداشتن تغذیه برای زنگ تفریح و قهر و اشتی


های بچه گانه با هم کلاسی ها و نگرفتن نمره ی


بیست از معلم!چقدر زود گذشت!2٠سال؟خیلی


وقته که از ته دل نخندیدم.دلم برای دزدکی حرف


زدن های سر کلاس هنگام درس دادن معلم و توی


دل خندیدن تنگ شده.به ایینه نگاه می



کنم.چقدر نگاه من خسته است!دلم مرده.تنهایی


من را هیچ چیز پر نمی کند.حتی خدا هم با من


قهر کرده

 

 
بچه که بودیم ...

رویای دریا

کوچکتر که بودیم دل بزرگتری داشتیم
امروز که بزرگیم... چقدر دلتنگیم

 

اگر امروز صبح سالم از خواب برخاستید، قدر سلامتی خود را بدانید زیرا جمعیتی مطابق با یک میلیون نفر تا یک هفته دیگر زنده نخواهد بود

 
درد مجنون

دیدی ای دل که غم یار دگر بار چه کرد

چو بشد دلبر و با یار وفا دار چه کرد

اه ار آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت
 
وای از ان مست که با مردم هوشیار چه کرد

 اشک من رنگ شفق یافت ز بی مهری یار

 طالع بی شفقت بین که در این کار چه کرد

 ساقیا جام میم ده که نگارنده غیب
 
نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد

 برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر

 وه که با خرمن مجنون دل افکار چه کرد 
 
عشق منو اونو یک دونه شکلات

با یه شکلات شروع شد من یه شکلات گذاشتم تو

دستش اونم یه شکلات گذاشت تو دست من... من بچه

بودم اونم بچه بود ... سرمو بالا کردم سرش رو

بالا کرد دید که منو میشناسه خندیدم و

ـ گفت: دوستیم؟

ـ گفتم : دوست دوست...

ـ گفت: تا کجا؟

ـ گفتم: دوستی که تا نداره...

ـ گفت: تا مرگ...

خندیدم و

ـ گفتم: من که گفتم تا نداره!!...

ـ گفت: باشه تا پس از مرگ ...

ـ گفتم :نه نه نه نه تا نداره .....

ـ گفت: قبول تا اونجا که همه دوباره زنده میشن

یعنی زندگی پس از مرگ بازم با هم دوستیم؟تا

بهشت تا جهنم تا هر جا که باشه منو تو با هم

دوستیم؟

خندیدم و

ـ گفتم : تو براش تا هر کجا که دلت میخواد

یه تا بزار ... اصلا یه تا بکش از این سر

دنیا تا اون دنیا اما من اصلا براش تا

نمی زارم...

نگام کرد نگاش کردم باور نمیکرد میدونستم اون

می خواست حتما دوستی ما تا داشته باشه دوستی

بدون تا رونمی فهمید...

گفت: بیا برای دوستیمون یه نشونه بزاریم ...

ـ گفتم: باشه تو بزار...

ـ گفت: شکلات هر بار که همدیگر رو میبینیم یه

شکلات مال تو یکی مال من ... باشه؟

ـ گفتم :باشه...

هر بار یه شکلات میزاشتم تودستش اونم یه شکلات

تو دست من .. باز همدیگر رو نگاه میکردیم

یعنی که دوستیم... دوست دوست ... من تندی

شکلاتم رو باز میکردم میذاشتم تو دهنم و

تندوتند میمکیدم...

ـ میگفت :شکمو... تو دوست شکموی منی ..

و شکلاتش رو میذاشت توی یه صندوقچه ی کوچولوی

قشنگ...

ـ میگفتم :بخورش !!..

ـ میگفت: تموم میشه میخوام تموم نشه برای همیشه

بمونه ...

صندوقش پر از شکلات شده بود هیچ کدومش رو

نمی خورد من همش رو خورده بودم ..

ـ گفتم: اگه یه روز شکلات هاتو مورچه ها بخورن

یا کرما چی کار می کنی؟

ـ گفت: مواظبشون هستم گفت میخوام شکلات هامو

نگه دارم تا وقتی که دوستیم

و من شکلاتمو میذاشتم تو دهنم و

ـ میگفتم : نه نه نه ... تا نه... دوستی که

تا نداره ....


۱ سال... ۲سال... ۴ سال... ۷ سال ...۱۰

سال... ۲۰سالش شده اون بزرگ شده منم بزرگ

شدم من همه ی شکلاتامو خورده بودم و اون همه ی

شکلاتاش رو نگه داشته اون اومده امشب تا

خدا خافظی کنه میخواد بره بره اون دور دورا

میگه میرم اما زود بر میگردم من که میدونم

میره و بر نمیگرده یادش رفت شکلات به من بده

من که یادم نرفته یه شکلات گذاشتم کف دستش

گفتم این برای خوردنه یه شکلاتم کف اون دستش

اینم اخرین شکلات برای صندوق کوچیکت یادش

رفته بود دیگه صندوقی داره برای شکلاتاش هر

دوتارو خورد ... خندیدم میدونستم دوستی من

تا نداره میدونستم دوستیه اون تا داره مثل

همیشه خوب شد همه ی شکلاتامو خوردم اما اون هیچ

کدومش رو نخورده حالا با یه صندوق پر از شکلات

چی کار میکنه؟؟؟؟؟؟!!!!!!!

 
دنیا

وقتی دنیا 100 دلیل برای گریه کردن نشانت می دهد ....

1000 دلیل برای خندیدن نشانش بده تا دلش بسوزد  

 
بارون

باز باران بی ترانه

گریه های بی بهانه

میخورد بر سقف قلبم

باورت شاید نباشد

خسته است این قلبه تنگم

 
جرم

 
قاصدک

انگار برای عاشقی آفریده شده.یا نه!!!!برای رسوندن خبری از عاشقی به معشوقی .یا از معشوقی به عاشقی
قاصدک رو گرفتم این بار هیچ خبری با خودش نداشت اما نذاشتم
بی خبر بره
تو گوشش زمزمه کردم و او نو به دست باد سپردم قاصدک نرفته برگشت و گفت:
شونه های من برای رسوندن اینخبر ضعیف هستن. این خبر سنگینه و این عشق بزرگ
گفتم برو........قاصدک به فکر فرو رفت بعد لبخندی زد و گفت:
از دوست داشتن تا عاشق بودن راه طولانیه , راهی از رنج و عشق و صبوری و هر کسی به این راه اشنا نیست پس عاشق اون کسی باش که جواب عشق رو خوب بده
                              بدرود

 

 
اشک

نقاشی تو را می کشم ولی به جای رنگ قرمز به قلب فلزی ات ضد زنگ می زنم ! تا از آسیب اشک هایم در امان باشد!!!

........

لحظه خداحافظی به سینه ام فشردمت

اشک چشام جاری شد دست خدا سپردمت

 
گریه

خنده تلخ من از گ ر ی ه غم انگیز تر است ...

کارم از گ ری ه گذشته است به آن می خندم

.....

خدایا یاریم کن اگر چیزی شکستم دل نباشد

 
مسافر

قلبم کلبه ای قدیمیست ، گرمو دنج ، هربار مسافری می آید کلبه را چراغانی

می کنم و از یاد میبرم که مسافر برای رفتن آماده

 
عشق یعنی



 




می میرم بدون تو

 
یار

 

اونی که یار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمی داد دل به هر کس

نمی داد، دل می گفت مقدسه عشق اون برام بسه ،از نگاش نفهمیدم که دروغه

وهوسه، غصه خوردن نداره ،گریه کردن نداره، به یه قلب بی وفا دل سپردن

نداره، آخر قصه چی شد، قلب اون مال کی شد اون که از من پر گرفت چی

می خواستیم وچی شد، اونی که مال تو بود اگه لایق تو بود تورو تنها نمی ذاشت،
با خودت جا نمی ذاشت... اونی که یار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس

نمی داد دل به هر کس نمی داد.

 

 
خدا

خدا جون وقتی منو نقاشی

کردی

زیبا نقاشی کردی ... ممنون

سالم نقاشی کردی...ممنون

ولی آخه چرا خداجون ؟؟؟؟

تنها نقاشیم کردی

 

 



mari_parsytabar@yahoo.com

 

 

مریم امیری

 

 

 


< / html >

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس